سه دیوانه زنجیری !

براستی چگونه میتوان باور داشت سه دیوانه زنجیری که عنوان رهبری 3 کشور رایدک میکشندباتکیه بر اوهام و افکار روان پریشانه خویش به جنگی تن دهند که جز بوی خون وباروت ازآن استشمام نمی شود؟
این مالیخولیای نهفته دردرون پست وچرکین شان ازکدامین اقلیم برخاسته است که ازکمترین اهداف و احساسات انسانی بوئی نبرده وبه کشتارو جنگ می اندیشد؟ آیا دنیای ناموزون بشری ؛ درانقضای انسانیت و اخلاق به چنین سرنوشت شومی رسیده است؟سرنوشتی که بیماران روانی برآن حاکم گردند ونسل بشر ازمیان برخیزد؟
این فریادتاریخی برخاسته از حلقوم مظلومانه تاریخ را به گوش دل بشنوید: درهنگامه کوران ستم وبیدادگری که انسان را وقعی نیست و معیار دوستی ودشمنی برپایه پول و قدرت جان گرفته است و آزادگی جای خود رابه اسارت وبندگی سپارده؛ زشتی وپلیدی سایه نکبت گسترده است کرامت مذبوح تاریک اندیشان و شرافت ازمیان رفته است جهان درابتلای به زشتکارترین مردم ؛ مصیبت ننگین نابودی خود را برگزار میکند واین چنگال مرگ آلود جهالت وحماقت مستولی بر زمین است که ازانسانیت و عدالت به نتقام برخاسته است...
مطالب اخیر
-
اجتماعی » بدون موضوع » اخبار » اخبار و رویدادها
اردوغان ؛ خلیفه اول ترکیه شد !
۲۹ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۵۶
زوال یک انقلاب! دیکتاتورها فرومی ریزند...
۳۷سال در قدرت بود. آنقدر مستمر که دیگر تحملش برای آنها هم که قدردان مبارزات ضداستعماریاش بودند دشوار شده بود. زیمبابوه در دوران او کشوری با اقتصاد ویران شد تا جاییکه ارزش پایین دلار زیمبابوه به نمادی طنزآمیز از کثرت و بیخاصیتی تبدیل شده بود. رفتار مستبدانه و سخنان سخیفش، اجتماعات بینالمللی را نیز از اوگریزان کرده بود. در ضیافت شام «کنفرانس جهانی غذا»به میزبانی رییسجمهور ایتالیا و دبیرکلسازمان ملل، او و احمدینژاد تنها کسانی بودند که دعوت نشدند. رابرت موگابه اعتراضها به « حکمرانی بد» موگابه با وجود سرکوبها ادامه داشت او اما همچنان بر سریر قدرت بود. مخالفان یا دربند یا گریزان از کشور، رابرت موگابه ولی از «رسالتی آسمانی» سخن میگفت و رهبران جهان را که زبان به انتقاد او میگشودند با واژههای خلقالساعه خود مینواخت
استفاده از قوانین دموکراسی برای تباه کردن آن…گوبلز در اینباره با افتخار نوشتهاست: «ما همواره اعلام کرده بودیم که برای رسیدن به قدرت از امکانات دموکراسی استفاده خواهیم کرد و پس از رسیدن به قدرت، هیچکدام از این امکاناتی که خودمان از آن بهرهمند بودیم را در اخنیار مخالفانمان نخواهیم گذاشت. (ص . ۵۷/ مکتب دیکتاتورها: ترجمه مهدی سحابی) موگابه هم برای آرمانهای سوسیالیستی خود که مدعی عدالتی اجتماعی بود، دموکراسی را چاشنیِ خوشطعمی تشخیص داده بود. این دموکراسی از آن دموکراسیهایی بود که منتفع همیشگیاش یکنفر است و پیداست وقتی موگابه هفتبار رییسجمهور میشود، دموکراسی زیمبابوهای که برای منتقدان جز تماشای مداوم موگابه قدرتمند بر صفحه تلویزیون، بیلبوردها، دیوارها و …شیب تند زوال کشور، نتیجهای نداشت، چه مدلی از دموکراسی بود. دکتر سریعالقلم به نقل از یک ناظر انتخابات مصری سازمان ملل که به کشوری در آسیای مرکزی رفته بود، میگفت که وقتی به آنجا رفتم، شاهد بودم که دو روز قبل از انتخابات جشن و شادی بخاطر پیروزی مجدد رییسجمهور برقرار بود! انتخابات در چنین کشورهای پیش از آغاز، حماسه و موجب شادی است چون دغدغهای برای نتیجه وجود ندارد، مهم، حضور است و موگابه هم همیشه بهرهمند از این شرایط بود. دیکتاتورها در روزهای واپسین خود به همانمقدار که برای اطرافیانشان منبع معاش و قدرتند و بر زبان همانها «خدایی در لباس بشر» ، برای مردم اما تبدیل به یک کمدین متواضع میشوند، متواضع از آن جهت که بخاطر بیاطلاعی از مردم نمیدانند چگونه اعمال و افعالشان مایه تمسخر و خنده است و در نتیجه هیچوقت توانایی خود در خنداندن دیگران را در تریبونهایی که علیالدوام در اختیار دارند- در کنار دیگر تواناییهایشان- برنمیشمرند. دیکتاتورها از این نظر شبیه «باستر کیتون» هستند، میخنداند اما چهره اخمو و سنگی خودشان تغییری پیدا نمیکند. موگابه این اواخر کمدین قابلی شده بود، سال گذشته، برای ساخت مجسمهاش فراخوانی داده بود، بانوی هنرمندی به تمسخر ادعاهای دهان پرکن و فیگور انقلابیاش پرداخته بود و او را به شکل کاریکاتوری ساخته بود، موگابه اما مفتون آن دستها و آن چهره شده بود و همان مجسمه را برگزیده بود. واشنگتنپست همان زمان گزارش مبسوطی از طنزی تلخ داده بود که در آن رهبری مستبد دیگر حتا قادر به تشخیص کژیهای مجسم خویش نیست. موگابه ۹۳ ساله چند روز پیش با کودتای ارتش دستگیر شد و قدرتی که با آرمانهای انقلابی شروع شده و با سرکوب مردم تداوم یافته بود، به زور اسلحه مهر ابطال خورد. این راهی بود که خود موگابه با فلجکردن دموکراسی و بیاثر کردن خواست مردم از طریق صندوق رای، موجب شده بود. تاریخ نشان داده است که آزادی با کودتا وارد نمیشود، مردم زیمبابوه هم این را میدانند اما شادمانند زیرا شادمانی مردم استبدادزده و نگونبخت، درست یا غلط، ناگزیر در برزخ میان بد و بدتر مجال بروز مییابد! به نقل از شفقنا
بیشتر
حقیقت در قاب عکس!
هم مسلک با مردم باش! فقر رادرمان کن
روی سخنم با توست ای صاحب میز وجاه وقدرت ! برادرمن...
تافقر و گرسنگی درکنار گوش تو نفس میکشد تا وقتیکه فرزند وطن ازفرط فلاکت و نداری اسیر ناامیدی و بدبختی است تا آنزمان که پرده خودخواهیت چشم وگوشت را فروبسته و جز خود نمی بینی! نه فقر را! نه بیعدالتی امان بریده ازمردم را! نه اختلاف برجها وانباشت ثروت بی حد واندازه ات را با..هیچ مردم! نه فساد گریبانگیر ونه تقلاها وباسیلی سرخ نگه داشتن صورت مردان وزنان تکیده و به جان آمده را!
تانبینی ونخواهی که ببینی وبشنوی اینهمه دردهای لانه کرده درخذلان ملتی را که هم خون دادند وذلت کشیدند ! هم برخاستند وهم به اسارت رفتند !هم دوستی نمودند وبه دشمنی گرفته شدند و...وهمه وهمه به یک چشم در پای میز خودخواهی و خودبینی تو ومیز تو قربانی شد ودرخاکستر نشست وبرباد رفت....
وتانبینی ونشنوی که چه ها کردی که اینگونه برکوچه های تباه افتادیم ... چونان نغمه ای پوشالی ازطوفان نخواهی رست! وگندمهایمان در مزارع خشکیده مبتلای باوری سیاه خواهد شد وخواهد پوسید!
وای کاش یک امروز! تا دیر نشده بخواهی ببینی و بشنوی حرفهای برادرانه ام را ! که یک روزی باورت داشتم...!وشاید دیگر خیلی دیر است...
Appreciate the recommendation. Will try it out.
Why users still use to read news papers when in this technological world everything is accessible on net?